پریدن از روی نوار فرمان ها
پیوند به محتوای اصلی

به بهانه هفتم ارديبهشت روز ملي ايمني حمل ونقل؛ یادداشت اداره روابط عمومي اداره كل راهداري وحمل ونقل جاده اي استان خراسان رضوي


جاده است یا جبهه جنگ؟

تاریخ انتشار: 1397/02/07

 

​ایستادن روی سکو، معمولا افتخار آفرین است. گردن، فراز می کنند مردان و زنانِ ایستاده بر سکو اما... اما هر سکویی افتخار نیست ایستادن بر پله های آن. تلخ است و نفرت انگیز برخی سکو ها به ویژه اگر پله هایش بر خون استوار شده باشد. اگر پای جانی انسان ها در میان باشد مثل همین فاجعه حوادث رانندگی که نه تنها نامی نمی آورد که ما را بدنام هم می کند در جهان. آخر چرا باید این همه، سفر ها مان به مرگ گره بخورد؟ چرا این قدر بی بازگشت است سفرها؟ می ترسم از جاده، می ترسم از سفر. یاد این بیت از احمد عزیزی، شاعر بلند آوازه ایرانی می افتم که دردمندانه می سرود؛
نفرین به سفر که رنگ بوم است
برجاده که نام جاده شوم است....
شاید گواه شاعر هم پرپر شدن بیش از 16 هزار زندگی در جاده ها بود. شاید معلولان و مجروحانِ جاده را دیده بود که شمار از 350 هزار هم افزون کرده بودند. شاید ماجراهای تلخِ پیامدِ حوادث چنین دلش را هزار ریش کرده بود که به نفرین، می سرود. شما هم حتما دیده اید خانواده هایی که سرپرست خود را از دست می دهند به چه تلخ روزی هایی می افتند. دیده اید که خیلی وقت ها ، خطِ پیشرفت برای آن ها پاک می شود. خیلی از استعداد ها ، نشکفته، می میرد و هزار درد بی درمان، بعد حادثه، دست بر یقه طرفین می گذارد و رها نمی کند حتی یک نسل شان را. درگیری بخش های مختلف درمانی، انتظامی، قضایی، بیمه، امدادی، راهداری و .... تنها بخش کوچکی از این یقه گیری هاست اما من هنوز به کودکانِ بازمانده از حادثه می اندیشم که هرگز پدر خود را نخواهند دید و بعد از این در پشتِ خویش، احساس سستی خواهند کرد به ویژه وقتی بچه ای شر، اذیت شان می کند. برای مادران کودک های یتیم که به یک باره باید نقش توامان پدر و مادر را ایفا کنند غصه می خورم که در این بلبشوی هزار رنگ رسانه و فضای مجازی و بایستگی های تربیتی چه می توانند بکنند.... این درد ها همه اما شخصی است ولی پیامد های سخت اجتماعی دارد و در کنار آن کافی است بدانیم که حوادث جاده ای هزینه ای معادل 5 درصد تولید ناخالص ملی به کشور تحمیل می کند. تولید ناخالص ملی هم اصلا رقم کمی نیست که پیشبینی های موسسات بین المللی برای سال جاری میلادی ایران معادل ۴۸۱ میلیارد دلار است. خب 5 درصد می شود حدود 24 میلیارد دلار. حالا به پول خودمان تبدیل کنید تا خسارت عظیم حوادث رانندگی را به دست آورید. حال آیا نباید نهضت کاهش تصادف راه بیاندازیم؟
 نباید با رعایت فرهنگ رانندگی، جان و سلامت خود را از چنگ جاده بیرون کشیم؟ آیا باز هم باید بر همین چرخه باطل حرکت کنیم. نمی دانم چه باید گفت. نه، می دانم اما مگر صدای یک قلم تنها به گوش کسی می رسد؟ نه، باید همه نخبگان و چهره های اثر گذار به میدان بیایند تا در این معرکه مرگ افزا بتوانیم کاری کنیم که مرگ به این راحتی پنجه در روی زندگی نکشد. کاری کنیم به نفع زندگی. به نفع زندگان و به نفع ایران. بیاییم و "میل به قانون گریزی" و جنون سرعت را مهار کنیم تا با این شتاب تند، زندگی ها از هم نپاشد. تا حق الناس را این گونه قربانی ندانم کاری ها نکند. حق الناسی که گاه ندانسته بر ذمه ما بار می شود و فردا باید در قیامت پاسخگویش باشیم. حیف است با این همه تاکیدی که دین ما بر حق و به ویژه حق الناس دارد ما در رانندگی به جنگ حق برویم و دنیا را هم به تعجب واداریم که چرا این مردمی که در بیرون رفتن از در خانه این همه همدیگر را تعارف می کنند ، در خیابان چرا با هم رقابت و حتی جنگ دارند؟. بگذریم، خیلی حرف هست چون درد خیلی هست اما درخانه اگر کس است، یک حرف، بس است...
 



























مشخصات:
نظرات: *